نام کتاب : BOK35182 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 132
احياء زمين
س 1 - مقدارى زمين كه توسط اجداد ما احياء شده، بدليل نبودن امكانات مدّتى نتوانستيم آن را كشت كنيم، حال كه تصميم بر استفاده و كشت آنها را داريم، بعضى مىگويند اين زمينها جزء مراتع مىباشد و بهرهبردارى را براى ما مجاز نمىدانند، حكم چيست؟
{aج 1 - زمينى كه توسط شخصى، احياء شده ملك او مىگردد، پس اگر به قصد اعراض ترك زراعت و كشت كرد آن زمين جزء اراضى موات حساب مىشود و هر كس آن را احياء كند ملك او مىگردد ولى اگر ترك زراعت به جهت اعراض نبوده، بلكه انتظار وقت مناسب داشته در اين صورت در ملك صاحبش باقى است و بدون اجازه او ديگرى حقّ احياء ندارد.a}
س 2 - چنانچه فرد و يا افرادى روى زمين بايرى براى ساليان دراز، بدون معارض كشت و زرع نمودند و ملك مزبور متعلّق به هيچ كسى نبوده، وضعيّت مالكيّت افرادى كه تصرّف مالكانه نمودهاند به چه نحو است؟
{aج 2 - كسى كه زمين بايرى را احياء كند و زمين بلامعارض باشد، زمين را مالك مىشود و از ملكيّت او خارج نمىشود، مگر با اعراض يا با يكى از اسباب نقل و انتقال و ديگرى حقّ مزاحمت او را ندارد، مگر مجوز شرعى داشته باشد.a}
س 3 - حدود 40 سال قبل اهالى يك روستا حدود 40 هكتار زمين كه كنار روستا بود مشتركاً آباد كردند بعد از چند سال دولت ظالم زمين را به زور گرفت و مثلاً داده به زيد و بعد از انقلاب زيد فوت كرد و اهالى زمين را پس گرفتند و بين آنهايى كه زمين نداشتند تقسيم كردند بعد از 20 سال يكى از همين افرادى كه به او زمين داده شد، زمين خود را فروخت به بكر آيا اين معامله صحيح است يا خير و آيا بكر مىتواند در اين زمين تصرّف كند يا نه؟
{aج 3 - زمين متعلق به آباد كنندگان بوده است و حقّ فروش ندارند.
a}
نام کتاب : BOK35182 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 132