نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : پورجوادى، كاظم جلد : 1 صفحه : 361
آنان كه اميد به ديدار ما ندارند گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نمىشوند؟ و يا چرا پروردگارمان را نمىبينيم؟» به راستى آنها خود را بزرگ پنداشتند و طغيان بزرگى كردند. (21) اما روز ديدن فرشتگان روز بشارت مجرمان نخواهد بود و به آنها گويند: «مژده بر شما حرام است.» (22) چون به اعمالى كه انجام دادهاند بپردازيم، آن را چون غبارى پراكنده مىكنيم. (23) در آن روز قرارگاه بهشتيان از همه بهتر و آسايششان نيكوتر است. (24) روزى كه ابرهاى آسمان شكافته شود و فرشتگان به سرعت فرود آيند. (25) به راستى فرمانروايى از آن خداى رحمان است و براى كافران روز دشوارى خواهد بود، (26) روزى كه ستمكار از حسرت دست به دندان مىگزد و مىگويد: «كاش راه رسول خدا را پيش گرفته بودم. (27) واى بر من! كاش فلانى را دوست نمىگرفتم. (28) او پس از آمدن قرآن مرا گمراه ساخت، شيطان انسان را به گاه نياز همواره خوار و محروم مىگذارد.» (29) پيامبر گفت: «پروردگارا! قوم من از قرآن دورى جستند؟» (30) اينگونه براى هر پيامبرى دشمنى از مجرمان پديد آورديم. پروردگار تو براى راهنمايى و يارى كافى است. (31) كافران گفتند: «چرا قرآن يكباره بر او نازل نمىشود؟» بدين خاطر كه قلب تو را نيرومند كنيم آن را تدريجا بر تو خوانديم. (32)
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : پورجوادى، كاظم جلد : 1 صفحه : 361