نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : معزى، محمدكاظم جلد : 1 صفحه : 157
و همانا آورديمشان به كتابى كه تفصيلش داديم بر دانش هدايت و رحمتى براى قومى كه ايمان آرند (52) آيا انتظارى جز تأويل آن دارند روزى كه رسد تأويلش گويند آنان كه فراموشش نمودند از پيش همانا بيامد فرستادگان پروردگار ما به حقّ آيا ما را است شفيعانى كه شفاعت كنند براى ما يا بازگردانيده شويم تا بكنيم جز آنچه را بوديم مىكرديم همانا زيان كردند خويشتن را و گم شد از ايشان آنچه بودند دروغ مىبستند (53) همانا پروردگار شما خداوندى است كه آفريد آسمانها و زمين را در شش روز سپس پرداخت به عرش مىپوشاند (فرامىگيرد) شب را به روز كه در پى آن است به شتاب و مهر و ماه و ستارگان مسخّرند به فرمانش همانا او راست آفرينش و امر بزرگ است خداوند پروردگار جهانيان (54) بخوانيد پروردگار خويش را به زارى و نهان كه او دوست ندارد تجاوزگران را (55) و فساد نكنيد در زمين پس از اصلاحش و بخوانيدش از راه بيم و اميد همانا رحمت خدا نزديك است به نيكوكاران (56) و او است آنكه فرستد بادها را مژدهاى پيش روى رحمتش تا گاهى كه بردارند ابرهايى سنگين برانيمش بسوى شهرى مُرده تا فرود آريم بدان آب را پس برون آوريم بدان از هر ميوه بدينسان برون آوريم مردگان را شايد يادآور شويد (57)
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : معزى، محمدكاظم جلد : 1 صفحه : 157