نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : معزى، محمدكاظم جلد : 1 صفحه : 260
و داد به شما از هر چه مسئلتش كرديد و اگر بشمريد نعمت خدا را شمار آن را نتوانيد همانا انسان است ستمگرى ناسپاس (34) و هنگامى كه گفت ابراهيم پروردگارا بگردان اين شهر را آسوده و بركنار دار مرا و فرزندانم از پرستش بتها (35) پروردگارا همانا آنها گمراه كردند بسيارى را از مردم پس هر كه پيرويم كند همانا او از من است و هر كه نافرمانيم كند همانا تويى آمرزنده مهربان (36) پروردگارا همانا جاى دادم از خاندانم (نژادم) در درّه بىگياه (كشت) نزد خانه محترم تو پروردگارا تا بپاى دارند نماز را پس بگردان دلهايى را از مردم بگروند بسوى آنان و روزيشان ده از ميوهها شايد سپاس گزارند (37) پروردگارا همانا تو دانى آنچه را نهان كنيم و آنچه را آشكار سازيم و نهان نيست بر خدا چيزى در زمين و نه در آسمان (38) سپاس خدايى را كه بخشيد به من سر پيرى اسماعيل و اسحق را همانا پروردگار من است شنونده دعاء (39) پروردگارا بگردانم برپاكننده نماز و از فرزندانم پروردگارا و بپذير درخواست مرا (40) پروردگارا بيامرز براى من و براى پدر و مادرم و براى مؤمنان روزى كه بپاى شود حساب (41) و مپندار البتّه خدا را غافل از آنچه مىكنند ستمگران جز اين نيست كه پس اندازدشان براى روزى كه در آن بازمانند از گردش ديدگان (42)
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : معزى، محمدكاظم جلد : 1 صفحه : 260