responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : بزرگ زنان صدر اسلام نویسنده : حیدری، احمد    جلد : 1  صفحه : 327

خيلى دوست دارم خدمت امام رضا عليه السلام برسم و سلام عرض كنم، ولى جلال و هيبت امام جرأت حضور به من نمى دهد.

سليمان مى‌گويد: پس از مدتى كسالتى به امام دست داد كه مردم به عيادت حضرتش مى رفتند. من به على بن عبيدالله گفتم كه الآن وقت آن رسيده كه امام رضا عليه السلام را زيارت كنيم و او هم پذيرفت و خدمت آن حضرت مشرف شديم. حضرت رضا عليه السلام با احترام و اكرام او را به حضور پذيرفت. على از احترام امام رضا عليه السلام خوشحال شد. از اتفاق، مدتى بعدعلى بن عبيدالله مريض شد. حضرت رضا عليه السلام به عيادت او رفت. همسر على از پس پرده نظاره‌گر امام بود و وقتى آن حضرت از منزل خارج شد، خود را به جاى جلوس امام رساند و در آنجا به خاك افتاد و خاك آنجا را مى‌بوسيد و به سر و صورت خود مى ماليد. من اين خبر را به امام دادم و ايشان فرمود:

اى سليمان! بدان كه على بن عبيدالله و همسر و اولادش از اهل بهشت هستند. سپس امام اضافه كرد: «هر كدام از فرزندان امام على عليه السلام و فاطمه زهرا (س) كه عارف به مقام امامت باشند، از شأن و مرتبه والايى سواى ديگران برخوردار خواهند بود.» [1]

حبابه والبيّه‌

حبابه، از تابعين و از زنان بزرگ صدر اسلام است. اين زن، عصر هشت تن از ائمه عليهم السلام را درك كرد و فضيلت همنشينى با آنان راكسب‌


[1] - «اِنَّ وُلْدَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَةَ عَلَيْهِمَا السَّلامْ اِذا عَرَفَهُمُ اللّهُ هذَا اْلاَمْرَ لَمْ يَكُونُوا كَالنّاسِ‌» (بحار الانوار، ج 49، ص 223.)

نام کتاب : بزرگ زنان صدر اسلام نویسنده : حیدری، احمد    جلد : 1  صفحه : 327
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست