معرفى پيامبر و فاطمه و على(عليهم السلام)
آنگاه فرمود: اى مردم! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم محمد است. آنچه ابتدا گويم همانرا در انتها نيز بر زبان خواهم راند. آنچه گويم غلط نيست و آنچه انجام دهم ظلم و جور نيست. پيامبرى از خود شما بر شما آمد كه رنجهاى شما بر او گران است، دلسوز بر شماست و بر مؤمنان مهربان و رئوف است. پس اگر پدرم را بشناسيد مىدانيد كه من پدرى دارم كه هيچيك از زنان شما چنان پدرى ندارند و برادر پسر عمويم بود نه برادر مردان شما. چه نيكو بزرگوارى است آنكه من اين نسبت را به او دادم.
چگونگى آغاز رسالت
رسالت خود را رسانيد و سرآغاز نبوت را به انذار آغاز كرد. راه خود را از پرتگاه مشركان گردانيد. شمشير بر فرق آنان نواخت. گلوگاه آنان را گرفته فشرد و با زبان حكمت و موعظه حسنه آنان را به راه خدا دعوت كرد. بتها را درهم مىشكست. سر سروران را منكوب مىكرد. تا جمعشان منهزم شده، از ميدان گريختند. تا صبح صادق از زير پردهى شب بيرون آمد و حق خالص جلوهگر شد. زمامدار به نطق درآمد. عربدههاى شياطين خاموش شد و آنان لال شدند. خار نفاق از راه برداشته شد. گرههاى كفر و شقاق از هم گشوده شده و دهانهاى شما به كلمهى اخلاث باز شد. در ميان گروهى كه سپيدرو و شكم به پشت چسبيده بودند.