responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 2  صفحه : 46

محکومان خود، یکی و گاهی نیز همه این شیوه ها را انجام می داد؛ همان گونه که مقتدر و معتضد چنین می کردند؛ تا جایی که آدمکشی برای برخی از آن ها مانند القاهر، یک سرگرمی بود. القاهر سرنیزه ای داشت که برای سرگرمی و تفریح، آن را به سوی هر کس که می خواست پرتاب می کرد و او را می کشت.(84)

در اندلس نیز به پدیده استبداد و زورگویی میان خلفای بنی امیه و ملوک الطوایف برمی خوریم. این ستم تا جایی بود که بعضی از آن هاـ همان طور که اشاره شد ـ فرزندان شورشی خویش را به دست خود سر می بریدند. یکی از برجسته ترین نمونه های زورگویی و ستم، اقدام معتضد بن عباد، حاکم اشبیلیه بود. او برای دست یابی به املاک عده ای از ملوک الطوایف، آنان را فریفت و به مجلسی فراخواند که برایشان برپا کرده بود. چون آمدند، از آن ها پذیرایی کرد و سپس ایشان را در جایی کاملا بسته زندانی کرده، کشت و سرهای کشته ها را نزد خود نگاه داشت. پیش از این، خلیفه عباسی ابوجعفر منصور نیز چنین کاری کرده بود، زیرا در خزانه او، سرهای امویان کشته شده یافت شد.(85)

ستم خلفای فاطمی از ستم دیگر خلفا کمتر نبود؛ مثلا: الحاکم بأمر الله صدها تن را به سبب سرپیچی از دستور او مبنی بر ممنوعیت خوردن چیزی که او منع کرده و یا ممنوعیت خارج شدن از منزل در زمان ممنوعیت خروج و یا انجام کاری که او نهی کرده، کشت. الظاهر نیز روش پدرش الحاکم بامرالله را پیش گرفت. امام سیوطی نقل می کند: در سال 423ق الظاهر 2600 کنیز را احضار کرد. آن ها با تمام لوازم زینت خود نزد او آمدند. زمانی که تعداد آن ها به حد نصاب رسید، آنان را در خانه ای گردآورده، سپس در آن خانه آتش افروخت و همه را سوزاند.(86)

بالا گرفتن ظلم و تجاوز به حقوق افراد جامعه در عصر دوم عباسی، رواج تصوف و گردآمدن عامه مردم در اطراف صوفیان را درپی داشت، زیرا مردم در هم نشینی با صوفیان آرامش می یافتند. آن ها نیز امیدوار بودند در کنار صوفیان و شکیبایی در تحمّل ستم، چاره ای التیام بخش خواهد بود، و وعده الهی در باره آن ها (انتقام خدا از ظالمان) فرامی رسد. از بلندآوازه ترین این صوفیان، سریّ السقطی، جُنید، بنان الزاهد و قشیری بودند.(87)

دوم: ازدواج با زنان غیرعرب

همسران و مادران خلفا در عهد خلفای راشدین، از اشراف و ریشه داران عرب بودند که در عهد خلفای اموی نیز همین وضعیت حاکم بود. اگر فردی از خاندان خلافت از مادری غیرعرب زاده می شد، به خلافت نمی رسید؛ مثلاً: مسلمة بن عبدالملک بن مروان به دلیل دلیری و قهرمانی اش بلند آوازه شده و از دیگر برادران خود، به خلافت سزاواتر بود، اما چون مادرش کنیز بود، به خلافت نرسید.(88)تنها دو تن از خلفای اموی از این قاعده مستثنا بودند: نخست، یزید بن ولید بن عبدالملک، که مادرش شاهزاده ایرانی به نام شاه فرند دختر فیروز پسر یزدگرد پسر خسرو واپسین شاه ایران بود.(89) دوم، مروان بن محمد بن حکم واپسین خلیفه اموی که مادرش از تیره بربر و از قبیله نفزه در مغرب دور بود.(90)

ولی تمام همسران و مادرانِ خلفای عباسی به جز سه تن (سفاح، مهدی و امین) از کنیزانِ آزاد شده و از اقوام ایرانی، رومی، ترک، ارمنی و بربر بودند. همسران و مادران امیران و خلفای اموی اندلس نیز چنین بودند؛ یعنی مادران و همسران آنان، از اسیران و یا هدایای مسیحیان به خلفا بودند که میان آن ها، دختران شاهان و امیران مسیحی اسپانیایی نیز دیده می شدند.(91)

از مشهورترین زنان بنی عباس می توان از خیزران (همسر المهدی و مادر موسی الهادی و هارون الرشید)، قبیحه (همسر المتوکل و مادر المعتز) و شغب (همسر المعتضد و مادر المقتدر) نام برد. از زن های بلندآوازه دربار اندلس، طروب(92) (همسر امیر اموی، عبدالرحمان دوّم و مادر امیرزاده عبدالله) و صبح (همسر خلیفه اموی حَکَم المستنصرِاندلسی و مادر هشامِ المؤید) است. وزیران، حاجبان و ملوک الطوایف نیز از این شیوه پیروی کردند؛ مثلا: منصور بن ابی عامر، دختر سانچوی دوم، پادشاه ناوار را به همسری برگزید، سپس با دختر برمود دوم، پادشاه لیون ازدواج کرد. او این ازدواج ها را برای رسیدن به اهداف سیاسی انجام داد؛ یعنی او می خواست به سبب ازدواج با شاهزادگان غیرعرب، حمایت بستگان آنان را برای مقابله با پادشاهان دیگر و امیران شورشی مسلمان به دست آورد. معتمد بن عباد، امیر اشبیلیه نیز با کنیزی ازدواج کرد که به برده فروشی به نام ابن رمیک تعلق داشت و رمیکیه(93) خوانده شد. خلفای فاطمی نیز چنین می کردند.

این کنیزان مادر ]که از خلفا و امیران صاحب فرزند شده بودند[، نقش تعیین کننده ای در حکومت داشتند که غالباً به جنگ و درگیری بر سر قدرت و اختلاف میان برادران و عموزادگان می انجامید و همین مسئله، دولت موجب ضعف و فروپاشی آن می شد؛ مثلا: موقعیت خیزران، همسر مهدی در دوران زمام داری مهدی قابل توجه است؛ وزیران و بزرگان در گرفتاری های خود، به او مراجعه می کردند و زمانی که پسرش موسی الهادی به خلافت رسید، برآن شد تا از نفوذ مادر کاسته، از دخالت های او در امور

 

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 2  صفحه : 46
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست