نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 2 صفحه : 47
مملکتی جلوگیری کند،
اما مادرش در صدد کشتن او برآمد. قبیحه، همسر متوکل نیز او را وامی
دارد تا پسرش معتز را به جای منتصر، برادر متوکل به ولایت عهدی
بگمارد. همین امر، زمینه کشتن متوکل را فراهم می آورد. شغب نیز
حرف آخر را در کاخ می زد. برای روشن شدن این مطلب، همین
قدر کافی است که کارپردازِزن (قهرمانه) کاخ بر امر دادخواهی مردم
إشراف داشت.(94) طروب، همسر عبدالرحمان بن حکم نیز یکی از همین
زن هاست. او برای پیروزی پسرش عبدالله در رقابت با برادرش محمد
در خصوص جانشینی پدرشان، برای کشتن همسرش عبدالرحمان توطئه چید.
عبدالرحمان بن حکم از این توطئه آگاه شد، ولی به سبب شدت علاقه اش به
او، گستاخی اش را تحمل کرد. در خصوص شدت علاقه مندی و عشق عبدالرحمان
به همسرش گزارشی وجود دارد که در شرح حال طروب آمده است، یکی دیگر
از همین زن هاست صبح که شوهرش حکم مستنصر را واداشته تا فرزندش هشام را که
به یازده سالگی نرسیده، ولی عهد خویش سازد.
سرانجام، رمیکیه با طنازی و عشوه گری، همسرش را فریفته
خویش ساخته، و با زیبایی اش او را بی قرار کرد؛ به
گونه ای که معتمد بن عبّاد در مورد عشق خود به او، شعرهایی شیرین
و لطیف وپراحساس می سراید و این دلباختگی، او را به
لهو و بی خبری کشاند که در نتیجه، او را از رسیدگی
به امور دولتی باز داشت و آلفونس ششم، پادشاه اسپانیا را تحریک
کرد تا به کشور او بتازد، ولی یوسف بن تاشفین، رهبر مرابطون به
کمک او شتافت و حمله اسپانیایی ها را دفع کرد، سپس سلطنت معتمد
را به چنگ آورده، او و همسر و فرزندانش را به مغرب دور تبعید کرد.(95)
بی شک، مادرانِ غیرعرب،
فرزندان خود را با خُلق و خوی خویش تربیت کرده، آداب و رسوم
موروثی خود را که بر اساس آن ها پرورش یافته بودند، در فرزندانشان
محکم و استوار کرده، آنان را پیش از بلوغ، بر کرسی حکومت نشاندند. برخی
از این فرزندان، در زندگی مرفه کاخ نشینی غرق بودند، لذا
بیشتر وقتشان صرف عیاشی و بی بندوباری می شد
و حکومت را وزیران و سرداران برعهده داشتند. اینان، آن نازپروردگان را
مطیع حرص و هوس خودشان می ساختند؛ همین ها از اسباب نابودی
و فروپاشی حکومت بودند.
سوم: سپاهی گری موالی
زمانی که معتصم پسر هارون الرشید
به خلافت رسید، صبغه عربی را از ارتش گرفت. او سربازان عرب را از خدمت
معاف و نام آن ها را از دفتر سربازان پاک کرد و به جای آنان، سربازان ترک را
به خدمت گرفت. وی این سربازان را در کودکیشان از ترکستان آورده،
فنون جنگ و رزم را به آنان آموزش می داد. این علاقه مندی به ترک
ها را از دوران کودکی از مادر تُرکش به ارث برد. او توانست با این نیروها
بر بابک خرمدین پیروز شود. او هم چنین با استفاده از ترک ها در
جنگ عموریه به پیروزی رسید. ترک ها موقعیت ممتازی
نزد الواثق بالله یافتند. پس از وی، متوکل آن ها را گرامی می
داشت. در همین دوره بود که گروهی از سربازان ترک به مقام سرداری
ارتقا یافتند. در همین زمینه، جاحظ در نامه ای که برای
فتح بن خاقان، وزیر ترک می فرستد، به تملّق او می پرداخته، فضایل
ترک ها را ستود و به تبیین و توضیح وجوه افتراق ترک و عرب
پرداخت و امتیازاتِ ترک ها بر اعراب، مقاومت برتر آن ها در جنگ و در آویختن
با یلان (پهلوانان) را برشمرد. وی از زبان ترک ها می گوید:
«ما در سایه شمشیرهای کوتاه و نیزه های بلند، شکیبایی
انکارناپذیری داریم. زمانی که نیزه ها شکسته و شمشیرها
از کف می افتد، با دلیر مردان تن به تن می جنگیم. ما در
جنگ ها پایدار و هنگام سرگردانی آگاهیم. شمشیر را آخته و
زیور لشکریم. ما از میان نیزه های دو صف پیکارگر،
با غرور و سربلندی می گذریم. ما دلیرانه و قدرتمند وارد
جنگ می شویم و پس از بالا رفتن از حصار شهرها ـ در حالی که تیزی
شمشیر و سرنیزه ها به مقابله با ما آمده اند ـ به شهرها یورش می
بریم و هنگامی که قلب عرب از ترس به پرواز درآید، ما مقابل زخم
ها و شمشیرهای برهنه، مقاوم و شکیبا هستیم....»(96) (97)گرچه
معتصم توانست به کمک ترک ها شورش بابک خرمدین را سرکوب و رومیان را در
جنگ عموریه با شکست مواجه کند، ولی نتوانست حتی یک وجب به
سرزمین هایی بیفزاید که به دست عرب و در روزگار بنی
امیه به دست آمد، زیرا می شود ترک ها را جنگجو خواند، اما نمی
شود آنان را از مجاهدانی دانست که درصدد گسترش اسلامند. از آن زمان، اسلام
در محدوده فتوحاتِ خلفای راشدین و امویان، حالت دفاعی به
خود گرفت. سربازان ترک نیز از حالتِ سربازان دوستدار به سربازان اجیر
تبدیل شدند. هرگاه در پرداخت حقوق ماهیانه این سربازان تأخیر
می شد، به خروش آمده، تهدید به شورش و هنگام تعیین خلیفه
جدید، برای خود حقوقی به نام «مالیات بیعت» معین
می کردند. بدین ترتیب، سربازانِ اجیر پارسی و دیلمی
نیز جایگزین سربازان عرب شدند و میدان های نبرد و
جهاد، بازوان توانمند و شمشیرگیرِ خود را از دست دادند و فتوحات در
همان جایی متوقف شد که شمشیرهای عربی در نیام
شدند.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 2 صفحه : 47