نام کتاب : تاریخ زندگانی امام هادی نویسنده : رفیعی، علی جلد : 1 صفحه : 42
مانع نشر و گسترش علوم آنان در جامعه شده تشنگان زلال
دانش را از اين سرچشمه هميشه جوشان و فيض بزرگ، محروم ساختند.
اين محدوديت درباره همه پيشوايان معصوم اعمال مىشد؛ ولى
نسبت به «عسكريّين»- پيشواى دهم و يازدهم عليهما السلام- با شدّت بيشتر. بگونهاى كه
بخش اعظم دوران امامت امام هادى و تمامى دوران امام حسن عليهما السلام در «سامرّا»-
كه عنوان پادگان نظامى را داشت- تحت نظارت دقيق نيروهاى امنيّتى دستگاه خلافت سپرى
شد و براى مردم امكان دسترسى به آنان و استفاده از محضرشان وجود نداشت.
با اين حال امام هادى عليه السلام از هر فرصتى استفاده
كرده و با افاضه شمّهاى از علوم خدادادى خود به صورت كتبى يا شفاهى در قالب سخن گفتن
با افراد مختلف به زبان خود آنان، پيشگويى حوادث آينده، خبر دادن از نيّت افراد و
... انسانها را از فروغ دانش خود بهرهمند و بدين وسيله، افراد زيادى را به شاهراه
حق، رهنمون ساخت داستان زير گواه روشن اين ادّعاست.
معتصم، نخستين خليفه معاصر امام هادى عليه السلام پس از
به شهادت رساندن امام جواد عليه السلام طى فرمانى عمر بن فرج رخّجى را به مدينه فرستاد
تا براى امام هادى عليه السلام كه آن روز از عمر شريفش شش سال و چند ماه گذشته بود
آموزگارى انتخاب كند و تأكيد كرد كه آن معلّم به ناصبى بودن و دشمنى با اهلبيت عليه
السلام معروف باشد تا كينه خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را به او القا كند.
وقتى عمر به مدينه رسيد، گروهى از مردم اين شهر را كه
جزو مخالفان و دشمنان خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند فرا خواند و از آنان
خواست مرد اديب و دانشمندى را كه دشمن اهلبيت باشد به وى معرفى كند تا او را بر امام
عليه السلام بگمارد.
آنان به اتفاق، «جُنَيْدى» را كه نزد همگان به برخوردارى
از دانش و ادب و كينه و دشمنى نسبت به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله معروف بود،
به وى معرفى كردند.
عمر بن فرج او را احضار كرد و جريان را به او گفت و او
با ميل، پذيرفت. عمر براى
نام کتاب : تاریخ زندگانی امام هادی نویسنده : رفیعی، علی جلد : 1 صفحه : 42