بپذيريد. آنها تقاضا كردند كه پيامبر ابو لبابه را كه
يكى از ياران پيامبر در مدينه بود نزد آنها بفرستد و ابولبابه با آنها سابقه دوستى
داشت و خانواده و فرزندان و اموالش نزد آنها بود.
پيامبر اين پيشنهاد را پذيرفت و ابولبابه را نزد آنها
فرستاد. آنها با ابولبابه مشورت كردند كه آيا صلاح است حكميت سعد بن معاذ را
بپذيرند يا نه. ابولبابه اشاره به گلوى خود كرد؛ يعنى اگر بپذيريد، كشته خواهيد
شد. تن به اين پيشنهاد ندهيد. پيك وحى خدا جبرئيل اين موضوع را به پيامبر خبر داد.
ابولبابه مىگويد هنوز گام برنداشته بودم كه متوجه شدم من به خدا و پيامبر خيانت
كردهام.
3- خداوند در سوره ممتحنه، آيه 1 مىفرمايد:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دشمن من و دشمن خويش را
دوست خود قرار دهيد.
اين آيه درباره حاطب ابن ابى بلقعه نازل شده است. او
يكى از مسلمانان معروف بود كه در جنگ بدر و بيعت رضوان شركت كرده بود. حاطب در
نامهاى به اهل مكه كه حامل آن زنى به نام ساره بود، چنين نوشته بود: رسول خدا 6
قصد دارد به سوى شما آيد.
آماده دفاع از خويش باشيد.
جبرئيل اين ماجرا را به اطلاع پيامبر 6 رسانيد.
رسول خدا 6 على 7 را همراه عدهاى در پى ساره فرستاد كه راهى مكه بود تا نامه
را از او بگيرند. ساره وجود نامه را انكار مىكرد تا هنگامى كه تهديد على 7 را
جدى يافت نامه را كه در ميان گيسوانش پنهان كرده بود بيرون آورد. حضرت سراغ حاطب
فرستاد و علت اين كار را پرسيد. او گفت: «اى رسول خدا! به خدا سوگند از آن روزى كه
اسلام را پذيرفتهام لحظهاى كافر نشدهام، و هرگز به تو خيانت ننمودهام؛ ولى
خانواده من در چنگال مشركان مكه گرفتارند. خواستم از اين طريق حقى به گردن آنها
داشته باشم تا مزاحم خانواده من نشوند؛ در حالى كه مىدانستم خداوند سرانجام آنها
را گرفتار شكست مىكند و نامه من سودى براى آنها ندارد.» پيامبر 6 عذرش را
پذيرفت و اين آيه نازل شد. [1]