نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : --- جلد : 3 صفحه : 169
به دنیا آمد. ادبیات را نزد پدرش ابوسعید و ابوبکر محمدبن عباس طبری خوارزمی فرا گرفت. او نزد شیخ الاسلام ابونصر ابن سهل قاضی فقه آموخت و سپس نزد قاضی ابوهیثم عتبه بن خیثمه رفت و همنشین او گردید و از او نیز دروس فقه را فرا گرفت تا جایی که بر استاد خود پیشی گرفت. 2 ابوالعلا از عبداللّه بن محمد نیشابوری، اسماعیل بن نجید نیشابوری و بشربن احمد اسفراینی حدیث شنید؛ همچنین در نوجوانی عازم سفر حج شد و در بین راه وارد کوفه شد و از علی بن عبداللّه لرحمن بکایی حدیث شنید. او مدتی قضاوت نیشابور را به عهده داشت و ریاست اصحاب حنفیه در خراسان به او منتهی شد. سفری نیز به بغداد داشت و در آنجا حدیث نمود. خطیب بغدادی از جمله کسانی است که او را در نیشابور ملاقات کرده و از او حدیث شنیده است. 3 حسکانی، ابن عبداللّه لصمد بستنقانی، ابونصر احمدبن محمدبن صاعد و ابوسعید مسعودبن ناصر از دیگر کسانی هستند که از او بهره برده اند. 4 سرانجام وی در سال 432ه در نیشابور درگذشت. 5 کتاب الاعتقاد اثر اوست. اشعاری نیز دارد. 6
پی نوشت ها
[1] ـ معجم البلدان 1 / 175. 2 ـ تاریخ نیشابور 400. 3 ـ تاریخ بغداد 9 / 344. 4 ـ تاریخ نیشابور 400. 5 ـ الانساب 1 / 135. 6 ـ معجم المؤلفین 4 / 319.
وی از پزشکان مشهور اسلام در قرن پنجم هجری بود. در آغاز در بیمارستانی در بغداد مشغول به حجامت بود؛ سپس به پزشکی علاقه مند شد و در این رشته به تحصیل پرداخت و شهرت یافت. تا آن زمان پزشکان، بیماری های فلج و ارتعاش و سستی بدن را با داروهای گرم معالجه می کردند؛ ولی صاعد با داروهای سرد به معالجه پرداخت و با نجات برخی از بیماران، مشهور شد و وزیران و بزرگان به او مراجعه می کردند؛ از جمله سید مرتضی (م436) را که عقرب نیش زده بود علاج کرد و معالجه وزیر ابوالقاسم مغربی (خواهرزاده نعمانی صاحب کتاب الغیبه) در میافارقین و علی بن بلبل، خواهرزاده وزیر بر شهرت او افزود. وزیر مغربی پس از بهبود درباره او گفت: خوشا به حال کسی که در بغداد زندگی کند و خانه ای وسیع و پزشکی چون صاعد داشته باشد. 1 برای صاعد دو کتاب نام برده اند: مرض المراقیا و مداواتها و مرض الدیابیطس. 2 آن گونه که پیداست ابومنصور برای مداوای امیران و والیان به شهرهای گوناگون می رفته است. او خود در کتاب المراقیا از اوضاع زمانه، تنگی معیشت، نزاع شاهان، رفت وآمد از جایی به جای دیگر و در پی آنها گم شدن و سرقت کتاب هایش سخن رانده است؛ 3 ازاین رو صاعد را از پزشکان حلب هم ذکر کرده اند. 4 تاریخ درگذشت وی روشن نیست؛ ولی در قرن پنجم می زیسته است.
پی نوشت ها
[1] ـ عیون الانباء 313 ـ 319 و 327. 2 ـ المختصر فی الطب العربی 2 / 505. 3 ـ عیون الانباء 313 - 319 و 327. 4 ـ المختصر فی الطب العربی 2 / 505.
احتمالاً اصل وی از موصل بود و بعدها به بغداد رفت و از بغداد در سال 380ه در ایام هشام بن حکم المؤید به اندلس رفت. ابوالعلاء دانشمند لغوی، ادیب، مورخ، شاعر و مورد احترام المنصور محمدبن ابی عامر بود. او برای المنصور در اوایل سال 385ه کتابی را تحت عنوان الفصوص فی الآداب و الاشعار و الأخبار جمع کرد. برخی ابوالعلاء را متهم به کذب کرده اند. 1 او از سیرافی، ابوعلی فارسی و خطّابی روایت کرد و در نهایت در سال 417ه (و به روایتی 410ه) در صقلیّه درگذشت. 2 صاعد به غیر از کتاب فصوص دو اثر دیگر دارد که عبارت اند از: الهجفجف بن غدقان بن یثربی مع الخِنَّوتِ بنت محزمه بن أنیف، الجوّاس بن قعطل المذحجی مع ابنة عَمِه عَفْراء. 3
پی نوشت ها
1ـ الصله 1 / 237. 2 ـ معجم الادباء 11 / 281. 3 ـ جذوة المقتبس 223.
نام کتاب : دائرة المعارف مؤلفان اسلامی نویسنده : --- جلد : 3 صفحه : 169